به وب سايت اختصاصي ناصر احمدپور سردبير روزنامه البرز ورزشي خوش آمديد

شام آخر سلطان

ناصر احمدپور

 

 ساعت 19/15 امروز تيم‏پرسپوليس در ششمين بازى خود درليگ‏برتر و در ورزشگاه آزادى‏ميزبان تيم ذوب‏آهن در چارچوب‏مسابقات هفته هفتم است. اين بازى‏برابر پرسپوليس و در راس آن على‏پروين از اهميت به سزايى برخورداراست چرا كه مديرفنى سرخپوشان‏چندى پيش گفته بود اگر به ذوب‏آهن‏هم ببازيم بايد بگذاريم و برويم پى‏كارمان! هر چند كه بنده معتقدم اگرحتى اين اتفاق هم بيفتد و پرسپوليس‏دوباره از رسيدن به پيروزى محروم‏شود على پروين نمى‏تواند حريف خودبشود و استعفايش را بنويسد و ازپرسپوليس برود! البته باور اين اتفاق‏هم سخت است چون پروين به جز دودورى 5 ساله و به اضافه يكساله كه‏اتفاقا" هر دو اجبارى بود! چيزى‏حدود 30 سال است كه در لباس‏بازيكن و مربى به پرسپوليس خدمت‏كرده و حالا او به پرسپوليس مثل‏فرزندش نگاه مى‏كند. و تحمل دورى‏پروين از پرسپوليس مسلما" براى‏هواداران پرشمار اين تيم ريشه دار ومحبوب بسيار سخت است را كه آنهاهم پروين را به عنوان يك برادربزرگتر ساليان سال است درخانواده‏هاى خود پذيرفته‏اند اماهمانطور كه طى اين چند ما بارهانوشته‏ام بايد استراحت كنم به رغم آن‏كه ساليان سال است سعى كرده‏ام‏همواره پروين را به خاطر اسطوره‏بودن و فوتبالى بودنش حمايت كنم امااو تصميماتى اتخاذ كرده كه نشان‏مى‏دهد ديروز با پروين دهه 60 وحتى 70 تفاوت‏هاى آشكارى كرده وشايد بالا رفتن سن و سال او اين چنين‏محبوب‏ترين چهره تاريخ فوتبال ايران‏را محتاط و حتى پر اشتباه كرده است!هر وقت آن رسيده پروين خودش را بامديرعامل و هيات مديره باشگاه‏پرسپوليس هماهنگ كنند و برخلاف‏گذشته دست از سياست‏هاى تك‏محورى خود بردارد .البته متأسفانه دراين سالها پرسپوليس تشكيلات‏منسجم و سازمان يافته‏اى نداشته وهمين موضوع كمك كرده تا پروين‏دستش براى همه كارهاى ريز ودرشت در پرسپوليس باز باشد. به‏طورى كه امروز كه پرسپوليس ازبابت نتايج بدترين دوران تاريخ‏حيات خود را تجربه مى‏كند اكثريت‏مطلق هواداران پرسپوليس ناكامى‏تيمشان را از چشم پروين مى‏بينند درحالى كه اگر پرسپوليس واقعاً باشگاه‏بود! امروز نبايد پروين به عنوان‏عامل اصلى ناكامى‏هاى اين تيم‏معرفى مى‏شد. شايد روزگارى بايدخيلى به مسائل ريز و درشت‏پرسپوليس دقت مى‏كرديم تامى‏توانستيم يكى دو ايراد كوچك ازپروين بگيريم، اما امروز مى‏بينيم كه‏به عنوان مثال على پروين مقابل‏دوربين تلويزيونى مى‏گويد اگرمى‏دانستم دو بازيكن پانامايى‏اينجورى هستند! و يا 35 34 سالشان‏بود آنها را هرگز به پرسپوليس‏نمى‏آوردم! و يا در بحث حضور مجيدجلالى طى 10 روز گذشته پروين 10جور حرف زد و در نهايت گفته بود به‏جلالى گفته‏ايم چند روز صبر كن و اوبهترين گزينه براى نشستن روى‏نيمكت تيم پرسپوليس است! اماديروز گفت: حضور جلالى درپرسپوليس منتفى شده و ديگر نبايداين موضوع را تعقيب كرد!و يا پروين‏در آبادان و پس از شكست تيمش‏مقابل فولاد خوزستان بازيكنانش رابى‏غيرت خواند اما دو روز پيش گفت:من هرگز نگفته‏ام ب ازيكنان‏پرسپوليس بى‏غيرت هستند. البته‏شانس آورديم اين حرفها ازشبكه‏هاى تلويزيونى پخش شد  وروزنامه‏ها از جمله البرز كاملاً بى‏گناه‏هستند!

اما اين روزها و با نوساناتى كه‏على پروين هر از چند صباحى از خودنشان مى‏دهم مانده‏ام چرا اين مردبزرگ كه مى‏توانست براى ورزش مابزرگتر هم شود به چنين سرنوشتى‏دچار شد! پروين مى‏توانست در اين‏دو سه ساله قيد پول بيشتر، پست ومقام و... را بزند تا آنوقت مى‏ديد كه‏امروز اين همه دشمن براى خودنمى‏تراشيد. اما پروين براى بقاء درپرسپوليس از آن چهره محبوب وكاملاً مردمى فاصله گرفت و با چنداظهارنظر و تصميم غيرمنتظره‏بسيارى از دوستداران خود را آزرد.با اين حال به صلاح فوتبال نيست‏پروين از پرسپوليس برود و يا خداى‏ناكرده از فوتبال محو شود چون دوسال قبل وقتى او را با روش‏ها وتاكتيك‏هاى عجيب كنار گذاشتندديديم كه چه كسانى سكان‏دار باشگاه‏بزرگى چون پرسپوليس شدند! وامروز هم بيم آن مى‏رود همان‏اتفاقات )بخوانيد سناريو( دوباره‏تكرار شود و آنوقت است كه پروين‏پس از چند صباحى مجدد 2 محبوب‏قلبها! اكثر هواداران پرسپوليس‏مى‏شود! كه فكر مى‏كنيم بر خلاف سال‏گذشته ديگر بازگشتى در كار نيست!

  

صفحه مطالب      صفحه اصلي

Copy right  Shahrooz Ahmadpour 2005